فقط 600 کلمه است
من کتابهایی زیادی را ورق زدهام که توسط مشهورترین چهرههای دانش فیزیک و فلسفهی علم و زیستشناسی و پزشکی نوشته شدهاند. بسیاری از این نویسندگانِ فیزیکدان، اکثریت موضوعات را بهشکل بسیار هیجانانگیز و رمانتیک نوشتهاند. طوریکه خواننده هیجانزده میشود، و تعدادی ممکن است به احساس غیرقابل توصیف دست یابند. این کتابها همانطوریکه از نام شان پیداست، کتب «علمی – ترویجی» هستند و نویسنده برعلاوهی سادهسازی و صرف نظر از پیچیدگیهای ریاضیاتی و علاوه کردن مقداری نمک و ادویه، جنبهی اقتصادی و تیراژ و فروش را هم در نظر میگیرند. تمام نویسندگان این کتابها شخصیتهای شناختهشدهی جهانی هستند و محتویات کتابها مثل تحلیلها، و توضیحات و سازوکارهای ارائه شده و ارقام و آمارهای بهکار رفته، بالای 90 درصد قابل اعتماد هستند و از دقت و صحت بالایی برخورداراند. با این وجود، اگر حمل بر خودشیفتگی نباشد، لازم میبینم به عنوان یک خوانند نسبتا فعال و با پشتکار، نکاتی را یادآوری نمایم.
کتب علمی ترویجی فیزیک بهصورت عموم و بدون استثنا، برای معرفی کردن علوم(ساینس) به کسانی نوشته میشوند که رشته تخصصی شان فیزیک یا بخشهای ساینس نیستند. گرفتار حرفههای غیرمرتبط با فیزیک میباشند، و یا بههر دلیلی از فیزیک و علوم فاصله گرفتهاند. فارغالتحصیلان مقطع کارشناسی، دانشآموزان دوره لیسه، معلمین، کسانیکه فعالیت حرفهای نامرتبطی با فیزیک دارند ولی علاقهمند علوم به خصوص فیزیکاند، کسانیکه ذهن کنجکاو دارند ولی امکان آموختن فیزیک برای شان میسر نبوده، و به صورت عموم، برای همهی آنهاییکه اهل مطالعه هستند، نوشته میشوند.
مطالعه این کتابها برای دانشجویان مقاطع ماستری و دکتری فیزیک، برای اساتید دانشگاه و پژوهشگران تخصصی هم هیچ مانعی ندارد و اکیدا توصیه نیز میشوند. با این وجود، همانطور که اشاره شد، در این کتابها چوکات ریاضیاتی تئوریها، موضوعات، فرضیهها، آزمایشها، توضیحات، پیشبینیها و بازپسگوییها و تحلیل نتایج و همهی اینها آورده نمیشوند و فقط بخشی از توضیحات سادهتر و قابل درک برای افراد غیر متخصص، با ادبیات جذابتر بیان میشوند. روی این دلیل، فقط تکیه بر مطالب این کتب، میتوانند ضررهای جدی بر دانشجویان مقاطع بالاتر، اساتید دانشگاه و افراد متخصص این رشتهها وارد نمایند. ممکن است که با مطالعه این کتابها احساس خوبی داشته باشند و در حس و حال صحبتها و بحثهای طولانی در مورد موضوعات جذاب این کتب غرق شوند، اما این دقیقا همان ضرری است که این کتابها بر این طیف وارد میکنند.
کسانیکه فیزیک را بهصورت حرفهای دنبال میکند، چارهای ندارد جز اینکه چوکات ریاضیاتی موضوعات تخصصی و حوزهی کاری خود را بدانند. در دانش فیزیک و اکثریت رشتههاییکه از متود علمی استفاده میکنند، به کاریکه قالب ریاضیات و چوکات نظری نداشته باشد، اعتماد نمیشود. بنابراین، تنها تکیه بر کتب علمی ترویجی میتواند دانشجو را از قالب ریاضیاتی مباحث دور نماید و میزان موفقیت او را در کارهای حرفهای پایین آورد. درک قالب نظری و چوکات ریاضیاتی مباحث، زمان زیاد و فکر متمرکز میطلبد، اما کتب علمی ترویجی تاثیرات معکوس بر این ویژگیها دارند. از جانب دیگر، فرمول ریاضی موضوعات و بحثهای مهم فیزیک، امکان درک و فهم منطقی و مکانیزم پدیدهها را بیشتر میسازد و وسعت تحلیل و استخراج محتوای علمی را گستردهتر میکند. مهمتر از همه، امکان فلسفهبافی محض و وراجی خشک و خالی را محدودتر مینماید.

بنابراین این، اکیدا توصیه میشود که علاقهمندانِ دانشجو، گاهی توضیحات و تفسیرهای نویسندگان این کتابها را با چوکات نظری و ریاضیاتی مفاهیم، بهصورت مقایسهای دنبال نمایند. فلسفه و وراجی بدون ریاضیات، علم نیست فقط یک وراجی هوشمندانه است. به عنوان جمله پایانی این نوشته، ضمن آروزی مفید بودن این تبصره 600 کلمهای، میخواهم علاوه کنم که کتاب «هنر تحقیق علمی» که در عکس میبینید، بر خلاف اکثر کتابهای علمی ترویجی، همهی اوصاف، مهارتها، و فعالیتهای یک پژوهشگر را بدون زیادهروی و اغراق، با ذکر حقایقی مرتبط به خطاهای احتمالی و خط قرمزها، بیان نموده است. به بیان سادهتر، این کتاب تصویر واضحی از همان حرف معروفِ منسوب به ملا نصرالدین است؛ «از قهر خود پایینتر بیا!» خواننده این کتاب به راحتی متوجه میشود که کار علمی یک نمایش تئاتر و یا یک هیاهوی انتخاباتی نیست!
آباد باشید.
همه ای ما کمابیش لذت درک کردن چیزی را چشیده ایم؛ لذتی که در تک تک سلول های مغزمان جاری می شود و تمام وجودمان را فرا می گیرد. با درک کردن و فهمیدن، احساس قدرت می کنیم. گاهی ممکن است چیزی را نفهمیم؛ آری زیاد پیش می آید. گاهی هم می پنداریم چیزی را فهمیده ایم و به آسانی از کنارش رد می شویم. اما گاهی مصرانه باقی می مانیم وکم نمی آوریم؛ آنقدر پافشاری می کنیم تا به واقعیت دست یابیم. اما چه زمان است که چیزی رامی فهمیم؟ اصلا فهمیدن به چه معنی است وتفاوت بین یادگیری و فهمیدن در چیست؟