مواد کاملاً همبسته Strongly correlated material
مواد کاملاً همبسته طبقه گستردهای از ترکیبات سنگین فرمیون هستند که شامل عایقها و مواد الکترونیکی هستند و خصوصیات الکترونیکی و مغناطیسی غیرمعمول (که اغلب از نظر فنی مفید هستند) مانند انتقال عایق های فلزی، نیمه فلزی بودن و جداسازی چرخش از خود نشان میدهند. ویژگی اساسی که این مواد را تعریف میکند این است که نمیتوان رفتار الکترونها یا اسپینونها را از نظر موجودات غیر متقابل بهطور مؤثر توصیف کرد. مدلهای نظری ساختار الکترونیکی(فرمیونی) از مواد بهشدتهمبسته باید ارتباط الکترونیکی(فرمیونی) را شامل شود تا دقیق باشد. از همین اواخر، از برچسب مواد کوانتومی Quantum Material برای اشاره به مواد با همبستگی شدید استفاده شده است.
اکسایدهای فلزی انتقالی
بسیاری از اکسیدهای فلزات انتقالی به این کلاس تعلق دارند که ممکن است طبق رفتار آنها تقسیم شود، به عنوان مثال، مواد با قدرت بالا، اسپینترونیک، چند فرونیکی، عایقهای موتوری، مواد چرخشی پیرلز، مواد فرمیون سنگین، مواد کمبعدی. سایر دستهبندیها یا پدیدههای مقناطیسی و انتقال فاز ناشی از دما در بسیاری از اکسیدهای فلزات انتقالی نیز تحت عنوان «مواد کاملاً همبسته» جمع آوری می شوند.
ساختارهای الکترونیکی
به طور معمول ، مواد کاملاً همبسته دارای پوسته های f-electrons یا d-electrons کاملاً ناقص با باندهای انرژی باریک هستند. دیگر نمیتوان الکترون موجود در ماده را در «دریای» از میانگین حرکت دیگران (که به عنوان تئوری میدانی متوسط نیز شناخته می شود) در نظر گرفت. هر الکترون تنها تأثیر پیچیدهای در همسایگان خود دارد.
اصطلاح همبستگی قوی بهرفتار الکترونها در مواد جامد اطلاق میشود که (اغلب حتی بهصورت کیفی و صحیح) توسط نظریههای یک الکترون ساده مانند تقریب چگالی موضعی(LDA) از نظریه چگالی کاربردی یا نظریه هارتری فوک کاملا توصیف نشده است. بهعنوان مثال، مواد بهظاهر ساده NiO دارای یک باند سه بعدی پر شده است (اتم Ni دارای 8 از 10 3d-electrons ممکن است) و بنابراین انتظار میرود که یک هادی خوب باشد. با این حال، دفع قوی کولون(اثر همبستگی) بین d-electrons باعث میشود NiO یک عایق با گاف انرژی پهن باشد. بنابراین، مواد کاملاً همبسته دارای ساختارهای الکترونیکی هستند که نه فقط مانند الکترون آزاد و نه کاملاً یونی هستند، بلکه ترکیبی از هر دو هستند.
نظریهها
برنامههای افزودنی (LDA ،LDA + U ، GGA، SIC ، GW، و غیره) و همچنین مدلهای ساده هامیلتونی Hamiltonians (بهعنوان مثال مدلهای مانند هوبارد) بهمنظور توصیف پدیدههاییکه بهدلیل همبستگی الکترونی قوی هستند، ارائه شده و توسعه یافته اند. در میان آنها ، تئوری میدانی میدانی پویا با موفقیت ویژگیهای اصلی مواد همبسته را ضبط میکند. طرحهاییکه هم از LDA و هم DMFT استفاده میکنند، نتایج تجربی بسیاری را در زمینه الکترونهای همبسته توضیح میدهند.
مطالعات ساختاری
از نظر تجربی، طیف سنجی نوری، طیف سنجی الکترونی با انرژی بالا، عکسبرداری با رزونانس و اخیراً پراکندگی اشعه ایکس غیر سخت (سخت و نرم)، تابش(RIXS) و طیفسنجی نوترونی برای مطالعه ساختار الکترونیکی و مقناطیسی مواد «به شدت همبسته» استفاده شده است. امضاهای طیفی که توسط این تکنیکها مشاهده میشود، که توسط چگالی یک الکترون حالتها توضیح داده نمیشود، اغلب به اثرات همبستگی قوی مربوط میشوند. طیف بهدست آمده آزمایشی را میتوان با پیشبینی مدلهای خاص مقایسه کرد یا ممکن است برای ایجاد محدودیت در مجموعه پارامترها، مورد استفاده قرار گیرد. بهعنوان مثال، یک طرح طبقهبندی اکسیدهای فلزی گذار در نمودار زانن-ساواتسکی-آلن ایجاد کرده است.
برنامههای کاربردی
دستکاری و استفاده از پدیدههای مرتبط با کاربردهایی مانند آهنرباهای ابررسانا و فناوریهای ذخیرهسازی مقناطیسی(CMR) دارد. علاوه بر این، پدیده های دیگری مانند انتقال MI در VO2 به عنوان ابزاری برای ساخت پنجرههای هوشمند برای کاهش نیاز به گرمایش / سرمایش یک اتاق، مورد کاوش قرار گرفته است.
ترجمه: آصف برخیا - آ بی کلاس

همه ای ما کمابیش لذت درک کردن چیزی را چشیده ایم؛ لذتی که در تک تک سلول های مغزمان جاری می شود و تمام وجودمان را فرا می گیرد. با درک کردن و فهمیدن، احساس قدرت می کنیم. گاهی ممکن است چیزی را نفهمیم؛ آری زیاد پیش می آید. گاهی هم می پنداریم چیزی را فهمیده ایم و به آسانی از کنارش رد می شویم. اما گاهی مصرانه باقی می مانیم وکم نمی آوریم؛ آنقدر پافشاری می کنیم تا به واقعیت دست یابیم. اما چه زمان است که چیزی رامی فهمیم؟ اصلا فهمیدن به چه معنی است وتفاوت بین یادگیری و فهمیدن در چیست؟