از بین فیزیکدانان معروف و تاثیر گذار تاریخ، من بیشتر از همه تحت تاثیر شخصیت بزرگ و متین نلز بور قرار میگیرم. دقت نظر و حوصله و شکیبایی او در مباحث فلسفی و علمی که با دیگران داشتند، میتواند الگویی موثری باشد. بحثهای طولانی و نفسگیر او با اینشتین در مورد نظریه کوانتومی و همینطور همکاری پدرانه او با فیزیکدانان جوان در موسسه کپنهاگ، روی شخصیت و اخلاق بسیاریها تاثیر گذاشته است.
نلز بور جوان، مردی آرام، با قدی بلندبالا و خوش لباس بود. عکسهای دوران جوانی او از پیراهن آهاردار با یقهی برگشته، تاحدی دستوپا چلفتی بودن او را به نمایش میگذارد. صورتش گوشتالو و لبهایش بزرگ بود. چشمهای نزدیک بههم و کوچکی داشت که در نگاهش اندکی حالت گناه دیده میشود. طرز سخن گفتنش مردد و مکثدارد بود و در رفتارش نشانههای اندکی از یک مغز متفکر طراز اول دیده میشد. در مکتب هم باهوش بود ولی بهترین نبود و زمانیکه کار به زدوخورد میکشید، با کمال میل از جسهی بزرگ خود استفاده میکرد. طولی نکشید که قدرت بدنی او، او را به دنیا معرفی کرد.

مهمترین شخصیت در زندگی نلز بور، برادر ورزشکار و ریاضیدان او، هارالد بور بود. یکی از همصنفیهای بور به یاد میآورد که «من هرگز کسانی را ندیده بودم که اینقدر باهم نزدیک باشند.». دو برادر جداناشدنی بودند. گرچه هارالد یک و نیم سال کوچکتر از نلز بود، اما خیلی سریع از نلز جلو زد. عضویت برادران بور در تیم فوتبال مدرسه، مایه افتخار کریستین بور گردید. کریستین بور، از شخصیتهای علمی زمان خود و استاد رشته فیزیولوژی در دانشگاه کپنهاگ بود. بورِ پدر، بهخاطر ابتکارش در دستگاه تنفسی، نامزد جایزه نوبل شد ولی جایزه را نبرد. مادر بورها، یهودی تبار بود، اما محیط خانواده کریستین بورِ مسیحی، حالت تجددطلب، آزادمنش و روشنفکر را داشت. در این خانواده، اندکترین برخورد تعصبی بهچشم نمیخورد. بنابر عقیدهی عموم بورها خانوادهی بسیار محترم و دوستداشتنی بودند. جِنی بور، خواهر بزرگتر نلز در دانشگاه کپنهاگ و آکسفورد تحصیل کرده بود و یک معلم «الهامبخش» بود. او را به خاطر «صمیمیت» بیاندازهاش همه دوست داشتند، اما به رغم این صمیمیت، هرگز ازدواج نکرد و بالاخره به دلیل مرض «روانپرشی جنون ادواری» در گذشت.
برادران بور در سال 1903 وارد دانشگاه کپنهاگ شدند. دوران جدید و پرهیجانی بود. جهان در آستانهی تغییرات اساسی قرار داشت. ماری کوری تازه جایزه نوبل گرفته بود؛ برادران رایت اولین پروازهای شانرا موفقانه انجام داده بودند و تاکسیهای موتوری تازه در شهر کپنهاگ دیده میشد. هر دو بور، به زودی به عضویت تیم فوتبال دانشگاه بهنام آکادِمیسک بُلد کلوب راه یافتند و این تیم قویترین تیم فوتبال کشور دانمارک بهشمار میرفت. نلز بور گهگاهی در دروازه میدان بهترین بازیکن میدان بود. زمانیکه بازی در آنسوی میدان جریان داشت، اغلب به محاسبات علمی میپرداخت و با مداد بر تیر دروازه مینوشت. برادران بور، همیشه منبع الهام و برانگیزندهی حد اکثر تواناییهای همدیگر بودند.
ریاضیات هارالد و فیزیک نلز همیشه در حال رشد بودند. زمانی هم بود که نلز بهخاطر اصلاحِ اشتباهات در کتابهای درسی فیزیک معروف شده بود. در طول سالهای دانشجویی، برادران بور در خانه پدر زندگی میکردند و در آنجا بور پدر بهطور منظم تعدادی از برجستهترین مغزهای متفکر دانمارک را بهصرف شام دعوت مینمود. پس از صرف غذا، بورِ بزرگ و همکاران روشنفکرِ او وارد بحثهای فلسفی میشدند و نلز و هارالد فقط مجاز بودند که در جمع آنها بهعنوان «شنوندهی خاموش» شرکت کنند. به نظر میرسید بور بزرگ هنوز ار فرزندان توقع داشتند که دیده شوند ولی شنیده نشوند.
زمانیکه نلز بور هنوز دانشجوی دوره لیسانس بود، برنده مدال طلای فرهنگستان سلطنتی علوم و ادبیات دانمارک گردید. این جایزه به خاطر ارائهی مقالهی در مورد کشش سطحی آب به او اعطا گردید. این نخستین نشانهی جدی ظهور بور در مقام یک اندیشمند بزرگ علمی بود. بعد تر، بور با استفاده از نظریه کوانتومی مکس پلانک توانست مشکل نظریه اتمی راترفورد را حل کند. وی نظریه اتمی راترفورت را گسترش داد و مدل بهتری از نظریه اتمی ارائه کرد که بهنام مدل اتمی بور شناخته میشود. بهخاطر این کار، در سال 1922 برنده جایزه نوبل فیزیک گردید. نلز، در موسسه کپنهاگ با بسیاری از فیزیکدانان قرن بیستم همکاری کرد و همچنان عضو گروه فیزیکدانان انگلیسی در پروژه «منهتن» بود. تفسیر کپنهاگی در مورد مسئله اندازهگیری، توسط نلز و فیزیکدان عضو در موسسه کپنهاگ ارائه گردید. در یک رایگیری که در سال 1997 در بین تعدادی از فیزیکدانان انجام شده بود، مشاهده گردید که تفسیر کپنهاگی پذیرفتهترین تفسیر از مکانیک کوانتومی بود و بعد از آن تفسیر چند جهانی قرار داشت.
پل استراترن
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۹/۰۲/۱۲ ساعت 20:9 توسط آصف ابراهیمی
|