گزارش - داروین خوانی

من به‌علاوه حوزه‌ی پژوهشی خودم، فیزیک و فیزیک ماده‌ چگال(condensed matter physics)، به‌موضوعات مختلفی از زیست‌شناسی(بیولوژِی) و فلسفه هم بسیارعلاقه دارم. در این اواخر مدتی است که از لابه‌لای کار اصلی ام، به منشا حیات و فرگشت داروینی می‌پردازم و کتابهای خوبی در این زمینه مطالعه کردم. از میان همه‌ای این‌ها، زندگی‌نامه چارلز داروین بیشتر از همه جذابیت دارد. از استعداد خارق‌العاده داروین در موردی کاری که می‌کرد، هرکسی شگفت‌زده می‌شود.
«پیرامون آغاز گونه‌ها به‌وسیله انتخاب طبیعی یا بقای نژاد اصلح در تنازع برای بقا» که بعدا به «خواستگاه گونه‌ها» معروف شد، «تبار انسان» و«بیان عواطف» سه کتاب معروف داروین است که مشخصا روی موضوع فرگشت(evolution) پرداخته است. داروین در خواستگاه گونه‌ها، به‌دو سوال اساسی می‌پردازد. انتخاب طبیعی چیست؟ و تغییرات فرگشتی مستمر را چگونه می‌توان تبیین کرد؟ او در پاسخ به‌این سوالات، مباحث تنازع بقا، اصل انشعاب و استدلال زیست‌بومی را به‌خوبی به‌کار برده است.

با آن‌که نظریه داروین در مقابل نظریه خلقت‌گرایی کلیسا قرار داشت، اما او هیچ‌وقت در مورد وجود یا عدم وجود خداوند، یا به‌قول برهان نظم، در مورد ساعت‌ساز قدرت‌مند ماورایی، حرفی نزد. تمام انرژی خودرا صرف این کرده بود که شواهد قوی‌تری زیست‌شناسی، فسیل‌شناسی و تاریخی برای نظریه اش تهیه کند. داروین در یکی از فصل‌های کتاب خواستگاه گونه‌ها به موانع و مشکلات تیوری خودش نیز می‌پردازد و به شکل داروینِ منتقد ظاهر می‌شود. او به‌همان اندازه که برای حمایت از تیوری اش تلاش کرده بود، نقاط ضعف و موانع تیورش اش را نیز کاویده بود. بدون تردید می‌توان ادعا کرد که تمام نقدهایی‌که بعدا در مورد نظریه داروین نوشته شده بود، نقدهای دست اول نبودند. در واقع نقدهایی بودند که خود داروین در اولین کتاب معروف خودش، به‌آن‌ها پرداخته بود.

قبل از نظریه داروین در مورد فرگشتِ حیات، برهان نظمِ پیلی توسط فیلسوف‌های قرن 18، کانت و هیوم، به‌صورت نظری مورد نقدهای شدیدی قرار گرفته بود، اما پس از انتشار کتاب خواستگاه گونه‌ها، برهان نظم به‌کلی نابود شد. نقدهای #کانت و #هیوم با شواهد بسیار مستدلِ فرگشت داروینی تقویت گردید.
با این‌حال اما، در مهی از نقد و نظریه پردازی‌های بین زیست‌شناسان و کشیشان مسیحی، بعدها فیلسوفان و علمای اسلامی به‌گونه‌های مختلفی به‌این موضوع پرداختند. عبدالکریم سروش فیلسوف اسلامی در کتاب دانش و ارزش مفصل به این موضوع پرداخته است. سروش، نظریه داروین را علمی نمی‌داند و می‌گوید که ویژگی‌های یک نظریه علمی در تیوری داروین وجود ندارد و معتقد است که طرفداران نظریه داروین گرفتار مغالطه شده اند. به‌باور سروش اخذ اخلاق از مفهوم «اصلح» در تیوری داروین پیامد‌های خطرناک دارد. مرتضی مطهری نیز در کتاب مقالات فلسفی به تیوری داروین اشاره کرده است. وی فرگشت تدرجی موجوادات زنده را پذیرفته است و سعی دارد بین دین و علم تعارض‌زدایی کند. مطهری می‌گوید: «از نظر قرآن، چی خلقت را دفعی بدانیم چی تدریجی، کار خداست.» سید حسین نصر استاد فلسفه و اسلام شناسی دانشگاه جرج واشنگتن به‌کلی مخالف نظریه داروین است و این نظریه را ارکان جگان‌نگری ماتریالیستی جهان غرب می‌داند. علامه طباطبایی نظریه داروین را غیر قابل استناد خوانده است چون به باور ایشان خلاف نظر قرآن است. آیت‌الله مصباح یزدی از مقایسه نظریه داروین با آیات قرآن پرهیز می‌کند و سکوت را ترجیح می‌دهد. به‌باور مورحوم یزدی، اگر نص صریح آیات با توجه به‌اصول محاوره‌ای عربی با یک نظریه علمی منطبق بود باید آن نظریه را پذیرفت؛ در غیر این‌صورت نمی‌توان آیت قرآن را برای تطبیق با یک نظریه تاویل کرد و بهتر است در این مورد سکوت کرد. آیت‌الله مکارم شیرازی می‌گوید که قرآن یک کتاب علوم طبیعی نیست و اگر چیزی در باره خلقت در آن آمده است، جنبه‌ای تربیتی و اخلاقی دارد. مرحوم یدالله سحابی از اساتید زمین شناسی و زیست‌شناسی دانشگاه تهران، هیچ ناسازگاری را بین نظریه داروین و خلقت تدریجی و قرآن نمی‌یابد.

به‌هر صورت، ما چه مخالف یا موافق، تیوری فرگشت داروین با شواهد علمی علم ژنتیک و فسیل‌شناسی‌های مدرن تقویت شده و به یک نظریه بسیار قوی تبدیل شده است. 
شما هم اگر هنوز با داروین آشنایی ندارید، زندگی‌نامه اورا مطالعه کنید. من مطمئنم که اگر به روش داروین، به اخلاق و شخصیت انسانی داروین پی ببرید، دیگر از جمع کسانی نخواهید بود که بی‌جهت و نا آگاهانه به‌وی فحش و نا سزا می‌گویند و تیوری اورا به‌شکل بسیار جاهلانه‌ای به سخره می‌گیرند.

با احترام، آصف برخیا

تحلیل ها

تحلیل ها

آموزش و پرورش  در کریای جنوبی - دوره متوسطه(Middle School)

مکاتب متوسطه در کریای جنوبی از سه پایه تشکیل شده است. بیشتر دانش‌آموزان در سن 12 یا 13 سالگی وارد می‌شوند و در 15 یا 16 سالگی (سال های غربی) فارغ التحصیل می‌شوند. این سه درجه‌بندی تقریباً با نمرات 7 تا 9 در سیستم آمریکای شمالی و نمره‌های 8-10 در سیستم انگلیسی و ولز مطابقت دارد.

دوره متوسطه در کریای جنوبی تغییر قابل توجهی از دوره ابتدایی را نشان می‌دهد، انتظار می‌رود دانش‌آموزان تحصیلات و مکتب را بسیار جدی‌تر بگیرند. در بیشتر مکاتب متوسطه‌، در لباس و آرایش مو، تنظیم کاملا دقیق اعمال می‌شود و برخی از جنبه‌های زندگی دانش‌آموزان بسیار کنترل می‌شود. دانش‌آموزان مانند دوره ابتدایی، بیشتر روز را در همان اتاق با همان هم‌صنفی‌ها می‌گذرانند. با این‌حال، دانش‌آموزان معلمان مختلف برای هر موضوع دارند. معلمان از صنف به صنف دیگر نیز می‌روند و معلمان معدودی از کسانی‌که به تدریس دروس ویژه می‌پردازند، اتاق‌های مخصوص به‌خودشان را نیز دارند که دانش‌آموزان به‌آنجا می‌آیند. معلمان نقش بسیار مهمی در زندگی دانش‌آموزان دارند.

بیشتر دانش‌آموزان دوره متوسطه روزانه هفت ساعت درسی دارند و علاوه بر این معمولا یک قسمت دروس صبح زودهنگام برگزار می‌شود که پیش از دروس منظم، یک درس هشتم تخصصی‌تر در یک موضوع اضافی برای یک روز دارند. برخلاف دوره لیسه، برنامه‌های درسی دوره متوسه از یک مکتب به مکتب دیگر تفاوت ندارند. زبان کریایی، جبر، هندسه، انگلیسی، مطالعات اجتماعی و ساینس، موضوعات اصلی را تشکیل می‌دهند و دانش‌آموزان نیز در این زمینه به‌آموزش موسیقی، هنر، PE، تاریخ کریا، اخلاق، اقتصاد خانگی، زبان دوم، فناوری و حنجا(نام‌های کریایی با خصوصیات چنینی هستند که از زبان چینی وام گرفته شده و با تلفظ کریایی در زبان کریایی گنجانیده شده است.) می‌پردازند. دانش‌آموزان موضوعاتی را که مطالعه می‌کنند ممکن است از سال به سال دیگر متفاوت باشد. تمام دروس منظم 45 دقیقه طول می‌کشد. قبل از مکتب، دانش‌آموزان یک درس اضافی به طول 30 دقیقه یا بیشتر دارند که ممکن است برای خود مطالعه(self-study)، تماشای برنامه‌های پخش سیستم آموزشی(EBS) یا برای مدیریت شخصی یا مدیریت صنف استفاده شود. دانش‌آموزان از آغاز سال 2008 از دوشنبه تا جمعه در مکتب شرکت می‌کردند و روزهای یک‌شنبه، سه‌شنبه و چهارشنبه هرماه برنامه نیم‌روزه(اجازه تقویم) دارند. دروس روز شنبه معمولا شامل درس فعالیت‌های باشگاه(CA) می‌باشد که دانش‌آموزان می‌توانند در فعالیت‌های فوق‌برنامه شرکت کنند. با این‌حال، این صنف‌ها نیز به‌خوبی مورد استفاده قرار نگرفتند. بسیاری از مکاتب، صنف‌های منظم دارند به‌جز این‌که فعالیت‌های فوق‌برنامه دارند، زیرا مکاتب و والدین می‌خواهند دانش‌آموزان بیشتر مطالعه کنند. اما از سال 2012 به‌بعد، مکاتب ابتدایی و متوسطه به‌خصوص مکاتب متوسطه، دیگر صنف‌های شنبه را برگزار نمی‌کنند. با این وجود، هنوز هم بسیاری از مکاتب صنف‌های شنبه را به‌طور غیرقانونی برگزار می‌کنند، زیرا والدین می‌خواهند فرزندانشان به‌مکتب بروند و تحصیل کنند.

در سال 1969، دولت امتحانات ورودی را برای دانش‌آموزان دوره متوسطه لغو کرد و آن‌را با سیستمی جایگزین کرد که موجب شد تا دانش‌آموزان دوره ابتدایی در همان منطقه توسط یک سیستم قرعه‌کشی برای مکاتب متوسطه انتخاب می‌شوند. این به‌معنای برابری کیفیت دانش‌آموزان از مکتب به مکتب است، اگرچه مکاتب در مناطقی که دانش‌آموزان از پس‌زمینه‌های ممتازتری برخوردار هستند، همچنان بهتر از مکاتب مناطق فقیرنشین هستند. تا همین اواخر اکثر مکاتب لیسه تک - جنسیتی بود، اگرچه در دهه گذشته اکثر مکاتب لیسه جدید با هم مخلوط شده اند، و برخی از مکاتبی‌که از یک جنس  بودند نیز به مختلط تبدیل شده اند. برخی مکاتب به‌دلیل فشار والدین که فکر می‌کردند فرزندانشان در مکاتب تک‌ - جنسیتی بهتر تحصیل می‌کنند، به همان‌صورت تک‌ - جنسیتی باقی مانده اند.

همانطورکه در مکاتب ابتدایی، دانش‌آموزان فارغ از دانش یا پیشرفت تحصیلی از یک صنف به درجه دیگر می‌گذرند، نتیجه این امر این است که صنف‌ها معمولا دانش‌آموزانی با توانایی‌های بسیار متفاوت دارند که همان موضوع را با هم یاد می‌گیرند. در سال پایانی امتحان دوره متوسطه برای دانش‌آموزان برتر که امیدوار به ورود به لیسه های برتر هستند، و برای کسانی‌که در حد متوسط هستند، امیدوار اند که به‌جای یک لیسه فنی یا حرفه‌ای، وارد دانشگاه شوند. در غیر این صورت، امتحانات فقط به شرط تحقق مفهوم خودآگاهانه موقعیت در سیستم رتبه بندی مکاتب اهمیت دارند. در برخی از امتحانات استانداردهایی برای برخی از موضوعات خاص وجود دارد، و انتظار می‌رود معلمان دروس دانشگاهی، کتاب‌های درسی مصوب را دنبال کنند، اما به‌طور کلی معلمان دوره متوسطه در مقایسه به معلمان دوره لیسه، انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به‌برنامه‌های درسی و روش‌های تدریس دارند.

ترجمه: آصف برخیا - آ بی کلاس

آموزش در کشور کریای جنوبی  و  آموزش و پرورش در کریا - دوره لیسه(High school)

آموزش و پرورش  در کریای جنوبی - دوره لیسه(High School)

لیسه‌های کریای جنوبی دانش‌آموزان را برای سه‌سال تدریس می‌کنند، از صنف اول (15 - 17 ساله) تا صنف سوم (18-19 ساله) و دانش‌آموزان معمولاً در 18 یا 19 سالگی فارغ التحصیل می‌شوند، دانش‌آموزان دوره لیسه معمولاً انتظار دارند که به‌طور فزاینده‌ای تحصیل کنند. هر سال ساعت‌ها برای فارغ التحصیلی تلاش می‌کنند، به رقابت می پردازند و می‌توانند در دانشگاه‌های معروف کریا وارد شوند که تقریباً همه والدین و معلمان خواهان ورود دانشجویان هستند. بسیاری از دانش‌آموزان دوره لیسه صبح ساعت 5 صبح از خواب بیدار می‌شوند و از خانه خارج می‌شوند. وقتی ساعت 4 عصر مکتب تمام شد، آن‌ها به‌جای رفتن به‌خانه، به‌یک اتاق مطالعه در مکتب یا کتابخانه می‌روند تا به مطالعه بپردازند. این مرحله یاجا «YAJA» نامیده می‌شود که به‌معنای واقعی کلمه یعنی «خود - مطالعه عصر» است. آن‌ها نیازی به‌رفتن به‌خانه برای صرف غذای شب ندارند زیرا بیشتر مکاتب پول غذای شب را برای دانش‌آموزان فراهم می‌کنند. بعد از اتمام یاجا (معمولاً ساعت 10 شب، یا بعد از ساعت 11 شب در بعضی از مکاتب)، آن‌ها پس از مطالعه به‌خانه برمی‌گردند، سپس به‌مکاتب مطالعات ویژه می‌روند(که به آن‌ها هاگوون می‌گویند) اغلب تا ساعت 2 صبح، از دوشنبه تا جمعه باز می‌باشند. علاوه براین، آن‌ها اغلب در تعطیلات آخر هفته، مطالعه می‌کنند.

یاجا، بیش از 30 سال مطالعه واقعا «self» نبوده است. همه دانش‌آموزان دوره لیسه مجبور شدند این‌کار را انجام دهند. از سال 2010، وزارت آموزش و پرورش لیسه‌ها را ترغیب كرد كه دانش‌آموزان یاجا را آزاد كنند و به آن‌ها اجازه دهند هر وقت بخواهند این‌كار را انجام دهند، و در بسیاری از لیسه‌های عادی دولتی در نزدیك سئول اکنون دانش‌آموزان دیگر مجبور نیستند این‌كار را انجام دهند. اما لیسه‌های خصوصی، لیسه‌های خاص (مانند لیسه‌های علوم(ساینس)، لیسه‌های زبان خارجی) یا مکاتب عادی دور از سئول، هنوز دانش‌آموزان را وادار به‌انجام یاجا می‌نمایند.

این گفته در کریا معمول است که می گویند: «اگر شبانه سه ساعت بخوابید، ممکن است وارد یک دانشگاه برتر SKY شوید، اگر هر شب چهار ساعت بخوابید، ممکن است وارد دانشگاه دیگری شوید، اما اگر هر شب پنج ساعت یا بیشتر بخوابید، به‌خصوص در سال آخر لیسه، وارد‌شدن به‌دانشگاه را فراموش کنید.» بر این اساس، بسیاری از دانش‌آموزان دوره لیسه در سال پایانی تحصیلی، هیچ وقتی را برای تعطیلات، روزهای تولد یا تعطیلات قبل از NCAT ها ندارند. (آزمون استعداد تحصیلی دانشکده ملی، NCAT) دلیل آن امتحانات ورودی دانشگاه هست که توسط وزارت تحصیلات کشور برگزار می‌شود. جای تعجب است که برخی از دانش‌آموزان دوره لیسه برای لذت بردن از تعطیلات تفریحی و شانس سفر تفریحی به‌همراه خانواده را دارند، اما این پیش‌نهادها اغلب اول به‌پیش‌نهاد خود دانش‌آموزان رد می‌شوند و به نظر می‌رسد بسیاری از دانش‌آموزان دوره لیسه به‌جای استراحت، ترجیح می‌دهند در کنار دوستان و برای تحصیل باقی بمانند.

دبیرستان‌های کریا می‌توانند به‌بخش‌های ویژه تقسیم شوند که مطابق علاقه و مسیر شغلی دانش‌آموزان است. برای لیسه‌های ویژه، لیسه‌های علوم (science high schools)، لیسه‌های زبان خارجی، لیسه‌های تخصصی بین المللی و هنر وجود دارد که دانش‌آموزان می‌توانند با قبولی در امتحانات ورودی که عموماً بسیار رقابتی هستند، شرکت کنند. این مکاتب به‌عنوان لیسه‌های یک منظوره(special purpose) خوانده می‌شوند. و لیسه‌های خصوصی مستقل نیز وجود دارد که نسبتا عاری از سیاست وزارت آموزش و پرورش هستند. همچنین مکاتب مخصوص دانش‌آموزان با استعداد وجود دارد. فیس بسیاری از لیسه‌های خاص، لیسه‌های مستقل خصوصی و مکاتب برای استعدادهای درخشان، بسیار گران است(میانگین فیس لیسه‌های خصوصی یا تک - منظوره 5614 دالر در سال است.) همچنان، (در یکی از مکاتب برای استعدادهای درخشان، فیس دانش‌آموزان سالانه 7858 دالر است). تعداد کمی از مکاتب وجود دارد که بیش از آنچه‌که به‌طور متوسط ​​محاسبه می‌شود گران است، آکادمی بین المللی CheongShim، آکادمی مطالعات خارجی Hankuk، آکادمی رهبری Minjok کریا، آکادمی Ha-Na به‌دلیل شهریه گران خود شناخته شده اند، اما درعین‌حال، این مکاتب نیز به‌دلیل دستاوردهای بالای دانشگاهی دانش‌آموزانش شناخته می‌شوند و نتایج کالج ها بیشتر از 50٪ دانش‌آموزان خود را سالانه به‌دانشگاه SKY می‌فرستد. انواع دیگر لیسه‌ها شامل لیسه‌های عادی عمومی و لیسه‌های معمولی خصوصی، هم با امتحانات ورودی و هم بدون آن می‌باشد. این لیسه‌ها گزارش نمی‌دهند که در یک زمینه تخصص دارند اما بیشتر در اعزام دانش‌آموزان خود به دانشکده‌های برتر و مشهور متمرکز هستند.

برای دانشجویانی‌که مایل به‌تحصیلات دانشگاهی نیستند، آموزشگاه‌های حرفه‌ای تخصصی در زمینه‌هایی مانند فناوری، زراعت یا امور مالی وجود دارد، به گونه‌ای که دانش‌آموزان بلافاصله پس از فارغ التحصیلی قابل استخدام هستند. حدود 20٪ دانش‌آموزان دوره لیسه در لیسه‌های حرفه‌ای مشغول به کار هستند. با کسانی‌که از مکاتب حرفه ای فارغ التحصیل می‌شوند اغلب به‌عنوان شهروندان درجه دو رفتار می شوند.

با توجه به برنامه بسیاری از دانش‌آموزان دوره لیسه، ورود آن‌ها به مکتب از نیمه شب یا حتی ساعت 3 صبح، بعد از جلسات فشرده «خودآموزی» که توسط مکتب یا والدین حمایت می شوند، غیر معمول نیست. دولت کریا سعی کرده است تا چنین عادات تحصیلی آسیب‌زا را سرکوب کند تا بتواند سیستم متعادل‌تری داشته باشد، عمدتاً با جریمه کردن بسیاری از موسسات مطالعات خصوصی ویژه. برای حل این مشکل، دولت کریا بعد از ساعت 10:00 قانونی را وضع کرد که مانع از برگزاری صنف‌های درحال اجرا گردد، که اغلب با آن مطابقت ندارد. برخی از این مؤسسات همچنین صنف‌های صبحگاهی را برای دانش‌آموزان ارائه می‌دهند که قبل از رفتن به‌مکتب، در دروس صبحگاهی شرکت کنند.

اکثر دانش‌آموزان برای تقویت عملکرد تحصیلی خود، همچنین برای افزایش عملکرد دانشگاهی، در مؤسسات سودآور خصوصی موسوم به  Hagwon Koreaشرکت می‌کنند. موضوعات اصلی شامل کریایی، انگلیسی و ریاضیات، با تأکید کافی بر موضوعات علوم اجتماعی و فیزیکی است. دانش‌آموزان معمولاً در درصنف سوال نمی‌کنند، اما ترجیح می‌دهند جزئیات را به‌خاطر بسپارند. توجه به‌این نکته ضروری است که بسته به‌میزان انتخاب و تخصص در مکتب، نوع و سطح موضوعات ممکن است از مکتب به مکتب متفاوت باشد. مکاتب تحصیلی تخصصی، اختیاری، و گران قیمت به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا سوالات و پاسخ های آزمون CAT سال‌های گذشته (از اگوست 1993) و سوالات مصاحبه دانشگاه‌ها را به‌ خاطر بسپارند.

برخلاف دوره متوسطه در کریا، دوره لیسه اجباری نیست. با این‌حال، طبق یک مطالعه در سال 2005، کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، حدود 97٪ از بزرگسالان جوان کریای جنوبی لیسه را کامل می‌کنند. این بالاترین درصد ثبت شده نسبت به دیگر کشورهای عضو بود. با این‌حال، این عمدتا به‌این دلیل است که هیچ اتفاقی به‌عنوان نمره ناکام در کریا وجود ندارد و بیشتر فارغ التحصیلان تا زمانی‌که تعداد معینی از روز را در مکتب شرکت می‌کنند، فارغ التحصیل هستند.

به‌نظر می‌رسد، سیستم آموزش متوسطه کریایی در آماده‌سازی دانش‌آموزان برای آموزش معلم محور مانند مواردی که اغلب برای تدریس ریاضیات استفاده می‌شود بسیار موفق است، از آنجا که انتقال اطلاعات بیشتر از یک روش، از معلم به دانش‌آموز است.

بیشتر آشکار می‌شود که استفاده فعال دانش‌آموز از زبان انگلیسی در لیسه‌های کریا، به‌منظور کمک به دانشجویان برای ورود به دانشگاه‌های برتر کریا و همچنین برای تحصیل در خارج از کشور، ضروری است.

ترجمه: آصف برخیا - آ بی کلاس

نمای کلی از آموزش در کریای جنوبی در اینجا ...

آموزش در کریای جنوبی - Education in south Korea

آموزش در کریای جنوبی - Education in Ssouth Korea

آموزش در کریای جنوبی - Education in South Korea

آموزش در کریای جنوبی هم توسط مکتب‌های دولتی و هم مکتب‌های خصوصی ارائه می‌شود. هر دو نوع مکتب‌ها از دولت بودجه دریافت می‌کنند، گرچه مبلغی‌که مکاتب خصوصی دریافت می‌کنند کمتر از میزان مکتب‌های دولتی است. آموزش و پرورش در کریای جنوبی در چهار بخش صورت می‌گیرد که شامل مکتب شیرخواره(Infant school) در دو دوره Nursery school و Kindergarten بین سنین 0-5(سن کریایی) یا 1-7(سن غربی)، مکتب ابتدایی(Primary school) بین سنین 7-12 یا 8-13، دوره متوسطه(Middle school) بین سنین 13-15 یا 14-16 و دوره لیسه(High school) بین سنین 16-18 یا 17-19 است. به صورت عموم دوره متوسطه و لیسه در مجموعه دوره ثانویه(Secondary school) در نظر گرفته می‌شود.

در نظام آموزشی کریای جنوبی، برای دوره‌های متوسطه و لیسه هرکدام جداگانه سند فارغ‌التحصیلی داده می‌شود، که تکمیل کردن دوره متوسطه برای هر نوجوان کریایی اجباری و دوره لیسه و بعد از آن اختیاری است.

کریای جنوبی یکی از کشورهای برتر سازمان همکاری اقتصادی و توسعه(OECD) در زمینه سواد خواندن و نوشتن، ریاضیات و ساینس، با میانگین نمرات دانش‌آموز 519 است، در مقایسه با میانگین 492 برای بقیه کشورهای عضو، و این رتبه نهم در جهان است. این کشور یکی از کشورهایی است که نیروهای دارای تحصیلات عالی در جهان در بین کشورهای عضو   OECD  را دارد. این کشور به‌دلیل وسواس خود در زمینه آموزش، که به آن «تب آموزش» گفته می‌شود، مشهور است. این کشوری از نظرمنابع فقیر، به‌طور مداوم در رده های برتر برای آموزش جهانی قرار گرفته است.

آموزش عالی موضوعی کاملا جدی در جامعه کریای جنوبی است، جایی‌که از آن به‌عنوان یکی از سنگ‌بناهای اساسی زندگی کریای جنوبی یاد می‌شود. آموزش و پرورش برای خانواده‌های کریای جنوبی از اولویت بالایی برخوردار است، زیرا موفقیت در آموزش و پرورش برای بهبود موقعیت اقتصادی - اجتماعی فرد در جامعه کریای جنوبی لازم است. موفقیت تحصیلی اغلب باعث افتخار خانواده‌ها، و در کل جامعه کریای جنوبی است. کریایی‌ها آموزش را به‌عنوان اصلی‌ترین پیشران تحرک اجتماعی برای خود و خانواده خود، و  به‌عنوان دروازه ای برای طبقه متوسط کریای جنوبی می‌بینند. فارغ التحصیل شدن از دانشگاه برتر، نشانگر نهایت عزت و شان، وضعیت اقتصادی بالا، نویدبخش ازدواج در آینده و یک مسیر شغلی قابل احترام است. زندگی كودك كریای جنوبی به‌طور متوسط حول محور تحصیل می‌چرخد زیرا، فشارها برای موفقیت در دانشگاه در كودكان كره جنوبی از سنین كوچك، بسیار عمیق است. کسانی‌که فاقد آموزش رسمی دانشگاه هستند، اغلب با تعصبات اجتماعی روبرو می‌شوند.

در سال 2015، این کشور 5/8 درصد تولید خالص داخلی خود را در تمام مقاطع تحصیلی صرف کرده است – تقریبا حدود 0/8 درصد بالاتر از میانگین OECD. یک سرمایه‌گذاری قوی در آموزش و پرورش، یک سرمایه‌گذاری شبه‌نظامی برای موفقیت است. همچنین اشتیاق به‌تعالی، به‌کشوری بدون منبابع دیگر، کمک کرده است که به‌سرعت در 60 سال گذشته از یک بیابان جنگ‌زده، به‌یک قدرت اقتصادی در دنیا تبدیل شوند. غیرت کریایی‌ها برای تحصیلات و تمایل دانشجویان آن برای ورود به دانشگاه‌های معتبر یکی از بالاترین‌ها در جهان است، زیرا ورود به‌یک موسسه عالی تحصیلات عالی منجر به‌یک کار حرفه‌ای معتبر، امن و پردرآمد در دولت، بانک‌ها یا یک شرکت بزرگ کریایی مانند سامسونگ، هیوندای و ال جی الکترونیک می‌شود. با فشار باورنکردنی، دانشآموزان دوره لیسه برای تأمین مکان در بهترین دانشگاه‌های کشور، نهادهای مشهور و شبکه‌های فارغ التحصیلان، پیش‌بینی‌کننده قوی برای آینده شغلی شان هستند. سه دانشگاه برتر کریای جنوبی که اغلب به آن «SKY» گفته می‌شود، دانشگاه ملی سئول، دانشگاه کره و دانشگاه یونسی هستند. رقابت شدید و فشار زیاد برای به‌دست آوردن بالاترین نمرات، عمیقاً در روان دانش‌آموزان کریای جنوبی، در سنین جوانی دیده می‌شود. با این‌وجود، غالباً با توجه به‌احساس بسیاری از افراد کم سن و سال، هیچ‌کس مایل به پایین آمدن دیدگاه‌های خود نیستند. در جامعه کریای جنوبی یک تابوی بزرگ فرهنگی وجود دارد که به افرادی‌که تحصیلات رسمی دانشگاه را ندیده اند، پیوند خورده است، کسانی‌که مدرک دانشگاهی ندارند، با تعصبات اجتماعی روبرو می‌شوند و غالباً توسط دیگران به‌عنوان شهروندان طبقه دوم مورد بررسی قرار می‌گیرند. در نتیجه فرصت‌های کمتری برای اشتغال، بهبود موقعیت اجتماعی و اقتصادی و چشم انداز برای ازدواج دارند.

سیستم آموزش کریای جنوبی مورد استقبال خوب جامعه بین‌الملل واقع شده است. این سیستم بنا به‌دلایل مختلف مورد تمجید قرار گرفته است، از جمله نتایج آزمون نسبتا بالای آن و نقش اصلی آن در تأثیرگذاری روی توسعه اقتصادی کریای جنوبی و ایجاد یکی از تحصیلکرده‌ترین نیروهای کار در جهان است. عملکرد تحصیلی بسیار حساس کریای جنوبی باعث شده است که وزرای آموزش و پرورش انگلیستان به‌طور جدی برنامه‌های درسی و امتحانات خود را دوباره ترسیم کنند تا تلاش کنند تیزهوشی و شور و اشتیاق شبه‌نظامی کریایی را به‌سمت تعالی و پیشرفت تحصیلات عالی، تقلید کنند. رئیس جمهور پیشین آمریكا، بارک اوباما نیز از سیستم سختگیرانه مدارس كشور، كه بیش از 80 درصد دانش‌آموختگان دبیرستان كره جنوبی به دانشگاه می روند، تمجید كرده است. نرخ ورود به دانشگاه‌های عالی کشور باعث ایجاد نیروی کار ماهر شده و کریای جنوبی را در بین تحصیل‌کرده‌ترین کشورها در جهان با بالاترین درصد شهروندان خود دارای مدرک تحصیلات عالی قرار می‌دهد. اکثریت دانش‌آموزان کریای جنوبی برای ثبت‌نام در نوعی آموزش عالی ادامه می‌دهند و تحصیلات عالی را با مدرک تحصیلی سوم ترک می‌کنند. در سال 2017، این کشور با 47/7 درصد افراد 25 تا 64 ساله که سند تخصیلات عالی را به دست آوردند، در رده پنجم قرار گرفت. 69/8 درصد از کریایی‌ها در سنین 25-34 سال نوعی آموزش عالی را به اتمام رسانده اند که 34/2 درصد از کریایی‌ها در سنین 25 تا 64 ساله دارای مدرک لیسانس هستند، این یکی از بالاترین فیصدی‌ها در بین کشورهای OECD است.

با این وجود اما، از ساختار سفت و سخت و سلسله مراتبی سیستم آموزشی کریای جنوبی به‌دلیل خفه‌کردن خلاقیت و نوآوری انتقاد شده است. این سیستم تحت عنوان شدید و «بیرحمانه» رقابتی توصیف شده، و اغلب به‌دلیل نرخ بالای خودکشی در کریای جنوبی، به‌ویژه حالت رو به رشد آن در میان کسانی‌که بین 10 تا 19 سال سن دارند، مقصر دانسته شده است. رسانه‌های مختلف میزان خودکشی کشورها را به‌اضطراب سراسر کشور در مورد امتحانات ورودی کالج‌های کشور نسبت می‌دهند، که تعیین‌کننده مسیر کل زندگی و مشاغل دانشجویان است. معلم سابق هاگوون کریای جنوبی، Se-Wongong Koo نوشت: «سیستم آموزش کریای جنوبی به‌معنای کودک آزاری است و باید بدون تأخیر اصلاح شود.» این سیستم همچنین به‌دلیل تولید بیش‌از‌حد فارغ التحصیلان دانشگاه برای ایجاد نیروی کاری بی‌کار و کم‌کار مورد انتقاد قرار گرفته است. تنها در سه ماهه اول سال 2013، نزدیک به 3/3 میلیون فارغ التحصیل دانشگاه کریای جنوبی بی‌کار بودند، و بسیاری از فارغ التحصیلان را برای مشاغلی که نیاز به تحصیلات کمتری دارند، واگذار نکردند.

ترجمه: آصف برخیا - آ بی کلاس

دوره متوسطه و دوره لیسه را اینجا مطالعه کنید!

 

 

حس خارش چگونه به مغز می‌رسد؟ اهمیت این مطالعه در چیست؟

خلاصه: «لمسِ سبک نقش مهمی در کارهای روزمره مانند برداشتن پیاله یا بازی یک ساز موسیقی و همچنین برای تشخیص لمسِ مثلا گزش حشرات دارد. محققان دریافته اند كه چگونه سلول‌های عصبی در نخاع به‌انتقال چنین سیگنال‌های خارش به‌مغز كمك می‌كنند. این یافته‌ها می‌تواند به‌درک بهتر خارش کمک کند و می‌تواند منجر به داروهای جدید برای درمان خارش مزمن شود، که در شرایطی مانند اکزما(eczema)، دیابت و حتی برخی سرطان‌ها اتفاق می‌افتد.»

شرح موضوع

لمس سبک نقش مهمی در کارهای روزمره مانند برداشت یک پیاله یا بازی یک ساز موسیقی دارد. این احساس همچنین بخشی اساسی از سیستم دفاعی بدن است و ما را نسبت به اشیای موجود در محیط خود هشدار می‌دهد که می‌تواند باعث سقوط یا آسیب‌دیدگی خودمان شود. علاوه براین، بخشی از سیستم تشخیص است که برای محافظت از ما در برابر نیش حشرات مانند مواردی‌که باعث بیماری مالاریا و بیماری لایم می‌شوند، با ایجاد احساس خارش در هنگام فرود آمدن حشره روی پوست شما، تکامل یافته است.


Man scratching back (stock image).
Credit: © New Africa / Adobe Stock

محققان Salk کشف كردند كه چگونه نورون‌های نخاع به‌انتقال چنین سیگنال‌های خارش به‌مغز كمك می‌كنند. یافته‌های آن‌ها در ژورنال Cell Reports در 16 جولای 2019 منتشر شد، یافته‌های آن‌ها به‌درک بهتر خارش کمک می‌کند و می‌تواند منجر به داروهای جدیدی برای درمان خارش مزمن شود، که در شرایطی مانند اکزما(eczema)، دیابت و حتی برخی سرطان‌ها اتفاق می‌افتد.

آقای مارتین گلدینگ پروفسور سالک و همکارانش می‌گویند: «برد احتمالی این است كه این احساس خارش مکانیكی از سایر اشکال لمس متمایز است و این مسیر تخصصی در اختیار نخاع است.» گولدینگ و همکارانش پیشتر مجموعه‌ای از نورون‌های مهاری در نخاع را کشف کرده اند که مانند بریک‌های(ترمز) سلولی عمل می‌کنند، و نگه‌داشتن مسیر خارش مکانیکی در نخاع را در بیشتر مواقع خاموش می‌کند. بدون این نورون‌ها، که انتقال‌دهنده عصبی نوروپپدیت Y(NPY) را تولید می‌کنند، مسیر خارش مکانیکی به‌طور مداوم روشن است و باعث خارش مزمن می‌شود. آنچه محققان نمی‌دانند این است که چگونه سیگنال خارش‌، که در شرایط عادی توسط سلول‌های عصبی NPY سرکوب می‌شود، برای ثبت حس خارش به مغز منتقل می‌شود.

دیوید اکتون، همکار بعد از دکتری در آزمایشگاه گولدینگ، فرض کرد که وقتی سلول‌های عصبی مهاری NPY از دست می‌روند، سلولهای عصبی در نخاع که به‌طور عادی لمس نور را منتقل می‌کنند، مانند یک عامل شتاب‌دهنده در موقعیت «روشن» گیر می‌کند. اکتون سپس نامزدی برای این آنورون های لمسی سبک، جمعیتی از نورون‌های تحریکی در نخاع که بیانگر گیرنده NPY، به اصطلاح نورون‌های نخاعی Y1 است، شناسایی کرد.

هنگامی که اکتون به‌حیوانات داروهایی داد که سلول‌های عصبی Y1 را فعال می‌کنند، موش‌ها حتی در صورت عدم وجود هرگونه محرک لمسی‌، خود‌به‌خود خراشیده می‌شدند. سپس تیم گولدینگ توانست نشان دهد که انتقال‌دهنده عصبی NPY سطح تحریک پذیری نورون Y1 را کنترل می‌کند. به عبارت دیگر، سیگنالینگ NPY به‌عنوان نوعی ترموستات برای کنترل حساسیت ما در برابر لمس عمل می‌کند. داده‌های آزمایشگاه‌های دیگر نشان داده است که برخی از افراد مبتلا به پسوریازیس پایین‌تر از سطح متوسط NPY را دارند. این ممکن است به این معنا باشد که ترمزهای(بریک) آن‌ها در خارش مکانیکی نسبت به سایر افراد کمتر است، که دلیل احتمالی خارش آن‌ها است.

به‌گفته محققان، در حالی‌که نورون‌های Y1 سیگنال خارش را در نخاع منتقل می‌کنند، تصور می‌شود نورون‌های دیگر مسئول واسطه پاسخ نهایی در مغز هستند، اما به‌گفته محققان، تحقیقات بیشتری برای ادامه نقشه‌برداری از مسیر کامل لازم است. درک این امر به شما کمک می‌کند تا اهداف دارویی برای کاهش احساس خارش در افرادی که بیش از حد پاسخگو هستند و می‌تواند به راه‌هایی مزمن برای رفع خارش منجر شود، کمک کند.

اکتون می‌گوید: «با کار کردن مکانیسم‌هایی‌که تحت شرایط عادی به آن خارش مکانیکی داده می‌شود‌، ممکن است بتوانیم آنچه را که در خارش مزمن اتفاق می‌افتد ، بررسی کنیم.»

این تحقیق توسط انستیتوت ملی بهداشت و بنیاد Caterina پشتیبانی شده است.

ترجمه: آصف برخیا - آ بی کلاس

منبع: sciencedaily

 

 

ابررسانایی در دمای بالا - high temprature super conductivity

ابررساناها با درجه حرارت بالا (به طور مختصر TC یاHTS )، موادی هستند که به‌عنوان ابررساناها در دماهای بالا رفتار می‌کنند. اولین ابررسانای سطح بالای Tc در سال 1986 توسط محققان IBM جورج بدنورزو ک. آلکس مولر کشف شد که در سال 1987 جایزه نوبل فیزیک «به دلیل موفقیت مهم در کشف ابررسانا در مواد سرامیکی» دریافت کردند.

در حالی‌که معمولاً ابررساناهای معمولی یا فلزی دارای دمای انتقال(دمایی‌که پایین‌تر از آن‌ها، ابررسانا هستند) کمتر از (2/243- درجه سانتی گراد یا 30 کلوین) هستند و برای رسیدن به ابررسانایی باید با استفاده از هلیوم مایع خنک شوند، HTS  با دمای انتقال به‌همان میزان بالا مشاهده شده است که در دمای بالاتر از 138 کلوین یا 135- درجه سانتیگراد)، می‌تواند با استفاده از نیتروژن مایع به ابررسانایی خنک شود. تا سال 2008 فقط برخی از ترکیبات مس و اکسیژن (به اصطلاح «کوپرات») دارای خاصیت HTS بودند و اصطلاح ابررسانا با دمای بالا به‌صورت متقابل با ابررسانایی حجره برای ترکیباتی مانند بیسموت استرانسیم کلسیم اکسید مس (BSCCO) استفاده می‌شد. و اکسید مس باریوم ایتریم. در حال حاضر بسیاری از ترکیبات مبتنی بر آهن در دمای بالا ابررسانا هستند.

در سال 2015، سولفید هیدروژن (H2S) تحت فشار بسیار زیاد (حدود 150 گیگاپاسکال) پیدا شد که تحت گذر ابررسانا (نزدیک70- درجه سانتیگراد) قرار می‌گیرد، به دلیل تشکیل  H3S، یک ابررسانا با درجه حرارت بالا رکورد جدید  ثبت شد.

همانطوری‌که اشاره گردید، ابررسانایی سرامیکی دمای بالا  (ceramic superconductivity) از دو واژه ابررسانا(superconductor)  وسرامیک (ceramic) گرفته شده‌است. در هادی‌های معمولی مقاومت مخصوص الکتریکی با کاهش دما کاهش می‌یابد تا به مقدار معینی برسد؛ ولی فلزات وآلیاژهایی وجود دارند که در دماهای بسیار پایین (حدود صفر مطلق)، یعنی در پایین‌تر از دمایی که دمای جهش یا دمای بحرانی نامیده می‌شود، مقاومت الکتریکی آن‌ها به صفر می‌رسد. این گونه مواد به نام فوق (سوپر یا ابر) هادی‌ها معروف هستند. به عبارت دیگر رسانایی الکتریکی فوق هادی‌ها در عمل بی‌نهایت زیاد می‌باشد، اما متأسفانه این دماها به اندازه‌ای پایین است که فقط به کمک سرد کردن با هلیم مایع می‌توان با آن‌ها رسید. ظاهر شدن خاصیت رسانای الکتریکی بی‌نهایت زیاد با رفتار مغناطیسی معین کاملاً در ارتباط است

سرامیک‌ها نیز شامل بخش عمده‌ای از مواد غیرفلزی صنعتی هستند. مواد سرامیکی استحکام و سختی بالایی دارند. سرامیک‌ها پیش از این به‌عنوان مواد عایق جریان الکتریکی شناخته می‌شدند، اما اکنون می‌توانند به گونه‌ای فرآوری شوند که رسانای الکتریسیته نیز باشند. محدوده وسیع مواد در این دسته شامل سرامیک‌هایی است که از مواد رسی و شیشه و سیمان تشکیل می‌شود. سرامیک‌ها از لحاظ رفتار مکانیکی، سخت اما بسیار ترد هستند.

تاریخچه

پدیده ابررسانایی توسط کامرلینگ در سال 1911 میلادی در جیوه فلزی در دمای زیر 4 کلوین(15/269- درجه سانتی‌گراد) کشف گردید. از آن‌زمان تا کنون محققان با هدف یافتن یک ابررسانایی در دمای اتاق و رساندن ابررسانایی در دماهای بالا تلاش می‌کنند. در اواخر دهه 1970، ابررسانایی در چندین ترکیب فلزی(به‌ویژه NbTi، Nb3Sn، Nb3Ge) در دماهایی مشاهده شد که بسیار بالاتر از فلزات ابتدایی بودند و حتا می‌تواند از 20 کلوین(2/253- سانتی‌گراد) بیشتر باشد. جورج بدنورز و ک. الکس مولر که در آزمایشگاه تحقیقاتی IBM در نزدیک زوریخ سوئیس مشغول کار بودند، در جستجوی کلاس جدیدی از سرامیک برای ابررسانایی بودند. بدنورز با یک ترکیب لانتانیوم دوپت‌شده با باریوم و اکسید مس مواجه شد که مقاومت آن در دمای حدود 35 کلوین(2/383- درجه سانتی‌گراد) به صفر کاهش یافت. نتایج آنها به زودی توسط بسیاری از گروه‌ها تایید گردید، خصوصا پل چو در دانشگاه هیوستون و شویجی تاناکا در دانشگاه توکیو.

اندکی پس از آن، P. W. Anderson ، در دانشگاه پرینستون با استفاده از نظریه پیوند سنجش طنین انداز، اولین توضیحات نظری این مواد را ارائه داد، اما درک کاملی از این مواد هنوز هم در حال توسعه است. اکنون این ابررساناها دارای تقارن جفت d - موج هستند. اولین پیش‌نهادی مبنی براین‌که رسانای حجمی با درجه حرارت بالا شامل جفت شدن d - موج است، در سال 1987 توسط بیکرز، اسکالاپینو و اسکالتار ارائه شد و پس از آن سه تئوری بعدی در سال 1988 توسط اینوی، دونیاچ، هیرشفلد و راکنشتاین با استفاده از تئوری چرخش نوسانات و توسط گروس انجام شد.

تا سال 2015 ابررسانا با بالاترین دمای انتقال که توسط چندین گروه تحقیق مستقل تأیید شده بود، اکسید مس کلسیم باریم جیوه (HgBa2Ca2Cu3O8) در حدود 133 کلوین بود.

پس از گذشت بیش از بیست سال تحقیق فشرده، هنوز منشا ابررسانایی دمای بالا مشخص نیست، اما به‌نظر می‌رسد که به‌جای مکانیسم‌های جذب الکترون فونون، مانند ابررسانایی معمولی، فرد با مکانیسم‌های اصیل الکترونیکی(مانند ارتباطات ضد فرومقناطیسی) سر و کار دارد و به‌جای جفت شدن معمولی، S - موج، از تقارن‌های جفت که تصور می‌شود عجیب و غریب‌تر هستند، درگیر هستند.

همان‌طور که از ظاهر امر برمی‌آید، خاصیت ابررسانایی در سرامیک‌ها و فلزات، سرشتی متفاوت دارند. سرامیک‌ها، نارسانا هستند و سپس به ابررسانا تبدیل می‌شوند. در حالی‌که فلزات رسانا هستند و ناگهان مقاومت در آن‌ها صفر می‌شود. دمای گذار به ابررسانایی هم در فلزات بسیار پایین‌تر از سرامیک‌ها است. به این ترتیب نظریه BCS دیگر قادر به توضیح ماهیت ابررسانایی در سرامیک‌ها یا ابررساناهای دمای بالا (High TC) نیستند. دانشمندان تاکنون نظریه‌ای رضایت بخش برای توضیح این پدیده نیافته‌اند و این مسئله یکی از مهم‌ترین مسائل حل نشده تاریخ فیزیک است.

ابررساناهای جدید عموماً سرامیکی و اکسیدهای فلزی ورقه ورقه هستند که در دمای اتاق مواد نسبتاً بی‌ارزشی محسوب می‌شوند و البته کاربردهای متفاوتی نیز دارند. اکسیدهای فلزی این نوع ابررساناها در مقایسه با فلزات شامل کمی حامل بار معمولی هستند و دارای خواص انیسوتروپیک الکتریکی و مقناطیسی می‌باشند. این خواص به‌طور قابل توجهی حساس به محتوای اکسیژن می‌باشد. برای تشخیص خواص فیزیکی ذاتی، کریستال‌های یکتایی با درجه خلوص بالا مورد نیاز است که فرایند ساخت پیچیده‌ای دارند.

پس همچنان یک نظریه برای توضیح ابررسانایی در دمای بالا در سطح دانش پیشرقته وجود ندارد و نشانه‌ها به گونه‌ای کنار هم جمع شده‌اند تا از پدیده ابررسانایی برای ما یک پدیده بیگانه بسازند. در سال ۲۰۰۵ یافت شد که افزایش نسبت‌های وزنی صفحات متناوب در لایه‌ای از پروسکیت می‌تواند دمای بحرانی را به اندازه قابل توجهی افزایش دهد. این نکته باعث مسیری برای کشف ۵۰ ماده ابررسانای دمای بالا شد که یکی از آن‌ها کاندیدای ثبت رکورد جهانی شد.

ساختار بلوری ابررساناهای سرامیکی با دمای بالا

ساختارهادی اکساید مس یا ابررسانای حجره با غلظت بالای Tc اغلب از نزدیک با ساختار پراوسکیت مرتبط است و ساختار این ترکیبات به‌عنوان یک ساختار پراوسکیت چند لایه تحریف شده با کمبود اکسیژن توصیف شده است. یکی از خواص ساختار بلوری ابررساناهای اکساید، چند لایه متناوب صفحه‌های CuO2 با ابررسانایی است که در بین این لایه‌ها اتفاق می‌افتد. این ساختار باعث ایجاد ناهمسانگردی بزرگ در خصوصیات رسانای عادی و ابررسانا می‌شود، زیرا جریان‌های الکتریکی توسط سوراخ‌های ناشی از اکسیژن صفحات CuO2 انجام می‌شوند. به‌طور کلی، دمای بحرانی به ترکیبات شیمیایی، تعویض کاتیون‌ها و میزان اکسیژن بستگی دارد. آنها می‌توانند به‌عنوان سوپراستریپ‌ها طبقه‌بندی شوند. به‌عنوان مثال، تحقق خاصی از ابرشبکه در حد اتمی ساخته شده از لایه‌های ابررسانا اتمی، سیم ها، نقاطی‌که توسط لایه‌های فضا از هم جدا شده اند‌، می‌دهد که باعث می‌شود ابررسانایی چند باند و چندکاره باشد.

ترجمه: آصف برخیا - آ بی کلاس